تبلیغات اینترنتیclose
من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم ( محمد علی بهمنی )
پیچک ( محمد علی بهمنی)
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم

 


 تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست

 غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصلها را
بر سفره ی رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیست

حوای من بر من مگیر این خودستانی را که بی شک
تنهاتر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست

ایینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم
 تا روشنم شد : در میان مردگانم همدمی نیست

 همواره چون من نه : فقط یک لحظه خوب من بیندیش
لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست

من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم
 شاید برای من که همزاد کویرم شبنمی نیست

 شاید به زخم من که می پوشم  زچشم شهر آن را
 در دستهای بی نهایت مهربانش مرهمی نیست

 شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر اگرچه
 اینک به گوش انتظارم  جز صدای مبهمی نیست

 

محمد علی بهمنی

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار محمد علی بهمنی -3, | بازديد : 918