تبلیغات اینترنتیclose
این سیب که ناچیده به دامان تو افتاد ( محمد علی بهمنی )
پیچک ( محمد علی بهمنی)
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

این سیب که ناچیده به دامان تو افتاد

 

 

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد
 تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد

 ویرانه نشینم من و بیت غزلم را
هرگز نفروشم به دو صد خانه ی آباد

من حسرت پرواز ندارم به دل آری
 در من قفسی هست که می خواهدم آزاد

 ای بال تخیل ببر آنجا غزلم را
 کش مردم آزاده بگویند مریزاد

 من شاعرم و روز و شبم فرق ندارد
 آرام چه می جویی از این زاده ی اضداد ؟

 می خواهم از این پس همه از عشق بگویم
یک عمر عبث داد زدم بر سر بیداد

مگذار که دندانزده ی غم شود ای دوست
 این سیب که ناچیده به دامان تو افتاد

 

محمد علی بهمنی

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار محمد علی بهمنی -2, | بازديد : 701